تریبون آزاد ...3

 

 

نسیم 88 : استقبال 500 وبلاگ نویس از کاندیداتوری میرحسین موسوی

 

سایت نسل سومی های حامی میرحسین موسوی « نسیم 88» در خبری اعلام کرد: 500 وبلاگ نویس با ارسال پیامی به ستاد نسیم از میر حسین موسوی برای حضور مقتدرانه در انتخابات ریاست جمهوری خرداد 88 دعوت به عمل آوردند . این وبلاگ نویسان ضمن تقدیر از دغدغه های میر حسین موسوی در باره حفظ ارزش های انقلاب ، خواستار اعلام کاندیداتوری و برنامه های انتخاباتی شدند.

در بخشی از این پیام آمده :

« خداوند بزرگ را شاکریم که دوباره پنجره آزادی و صداقت را به روی ما می گشاید و راهی روشن را در پیش روی ملت بزرگ ایران در تصمیمی بزرگ قرار داده است وحال که شما پس از سالها سکوت امروز و در اوضاع کنونی کشور با درک صحیح از انقلاب و آرمان هایش تصمیم به ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری گرفته اید بدون شک مردم این کشور پهناور و آریائی نیز تلاش ها و زحمات شما را در طول سالهای سخت جنگ تحمیلی بعنوان نخست وزیرجاودان ایران  هرگزفراموش نمی کنند و همواره یاریگر شما خواهند بود.

 

...........................................................................................

 

پی نوشت : آقای میرحسین موسوی تنها رئیس اجرایی کشور بعد از انقلاب بوده که بیشترین صداقت رو بین مردم داشته و در دوره نخست وزیری و 8 سال دفاع مقدس خوش درخشید . اگر ایشان قصد کاندیداتوری را داشته باشند به نظر باید فراجناحی حضور پیدا کنند یعنی وابسته به هیچ گروه و جناحی نباشند . به نظر می رسد که مردم از این جناح بندی ها خسته شده باشند . اگر تصمیم ایشان برای این امر جدی شود بهتر است کاندیداهای دیگر ( خاتمی - کروبی ) به نفع ایشان اعلام انصراف کنند تا آراء تقسیم نشود .

به نظر یکی از دوستان عزیرم احترام می گذارم و بدون ذکر نام ایشان عرض می کنم که منصب ریاست جمهوری برای آقای خاتمی پست کوچکی است و پتانسیل های ایشان خارج از این منصب بهتر و بیشتر آزاد میشود .



 

/ 318 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرامش

شما رحمتی خانوم[لبخند] خدا یه مهری رو تو دلم قرار داده که خیلی زود میگذرم ...کینه ای نیستم در ضمن من اهل قهر نیستم یه چیز دیگه سلاله خیالت راحت من هیچ وقت به تو وابسته نشدم ونمیشم گلم من آدمی هستم که خیلی زود با دیگرون جوش میخورم اگه حرفی هم بهت زدم فقط بخاطر شادی و خوشحال بودن هر دومون در این دوستی شاید کوتاه و زودگذرمون باشه بهر حال من بابت رفتار دور از نزاکت وادب خودم عذر خواهی میکنم .... منو با کامنتهایی که امروز واسم گذاشت شرمنده کردی[خجالت][خجالت]

آرمان آریایی

اول که من نگفتم اونجا هستم یا نیستم که حالا بقیه قضیه رو بخوای پیگیری کنی دوم حافظه من خیلی قویه نگران نباش سوم جا خوردن نداره چون حرفم نه خلاف شرع بود نه قانون و مطمئن باش صد هزار بار دیگه فیلم زندگیمو بر گردونن عقب بازم همون حرف رو بهت میزنم حتی اگه هر صد هزار بارش بگی نمیرم و من بار صد هزارم نود و نه هزار و نهصد و نود و نه دفعه قبل رو در یاد داشته باشم! اینو هم از مصداق ان الحیات عقیده و الجهاد حسین برداشتم و در مورد اندیشه و راهی که بهش معتقدم به کار میگیرم در مورد اعتماد و این حرف ها هم که قبلا توضیح دادم جای حرفی نیست ...به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا

آرامش

سلاله این مطلب رو بخون جالبه من این متن رو قبلا تو برنامه دیدم : به آرامی آغاز به مردن می‌كنی به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر سفر نكنی اگر كتابی نخوانی اگر به اصوات زندگی گوش ندهی اگر از خودت قدردانی نكنی به آرامی آغاز به مردن می‌كنی زمانی كه خودباوری را در خودت بكشی وقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنند به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر برده‏ی عادات خود شوی اگرهمیشه از یك راه تكراری بروی اگر روزمرّگی را تغییر ندهی اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی یا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر از شور و حرارت از احساسات سركش و از چیزهایی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند و ضربان قلبت را تندتر می‌كنند دوری كنی تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر هنگامی كه با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نكنی اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی اگر ورای رویاها نروی اگر به خودت اجازه ندهی كه حداقل یك بار در تمام زندگی‏ات ورای مصلحت‌اندیشی بروی امروز زندگی را آغاز كن امروز مخاطره كن امروز كاری كن

آرامش

فرزند در نگاه جبران خلیل جبران فرزندان تو، فرزندان تو نیستند. آنها پسران و دختران زندگی در تمنای خویش اند. آنها از طریق تو می آیند، نه از تو. و با اینکه با تو اند به تو تعلق ندارند. ممکن است محبت و عشق خود را به آنها بدهی ولی افکارت را هرگز، افکارشان متعلق به خودشان است. می توانی مثل آنها باشی اما هرگز نخواه آنها را همانند خود بسازی. ممکن است خانه ای برای جسمشان بسازی ولی برای روحشان هرگز. روح آنها در خانه فردا ساکن است که تو را حتی در رویاهایت به آن راهی نیست. زندگی به عقب بازگشتی نخواهد داشت و در دیروزها نیز درجا نخواهد زد. [گل][گل][گل][گل][گل]

آرامش

قصه با تو بودن را برای همه تعریف می کنم:یکی بود یکی نبود.سلام.دوستت دارم.خداحافظ...قصه ام کوتاه است.دوباره از سر می گیرم قصه ی با تو بودن را:سلام.دوستت دارم.با من بمان...!!![لبخند][لبخند][لبخند][لبخند]

آرامش

ديشب در خلوت تنهاييم آهسته بي تو گريستم... کاش صداي هق هق گريه ام را باد به تو مي رساند... تا بداني "بي تو" چه مي کشم کاش قاصدک به تو مي گفت اين پيغام را ميرساند که اميد و آرزوهايم بي تو آهسته آهسته در حال فرو ريختن است

آرامش

یک نفر هست که چون چلچله‌ها روز و شب شیفته ی پرواز است توی چشمش چمنی از احساس توی دستش سبدی آواز است یک نفر هست که یادش هر روز چون گلی توی دلم می‌روید آسمان، باد، کبوتر، باران‌ قصه‌اش را به زمین می‌گوید یک نفر هست که از راه دراز باز پیوسته مرا می‌خواند..! اینم یه جورشه...........[گل]

آرامش

دلتنگی همیشه از ندیدن نیست٬لحظه های دیدار با تمام زیبایی٬گاه پر از دلتنگیست!که مبادا دیدار امروز خاطرات تلخ فردا باشد!![فرشته][فرشته][فرشته][فرشته][فرشته][فرشته]

آرامش

اگه نشه تنهایی رفت! می شه گاهی لااقل تنها شد . برو تو کار کامنت طلایی.....[نیشخند][نیشخند][نیشخند]

م/آ

به آرامی آغاز به مردن میکنی! شعرش رو بازبان اصلی آواز خوندن که بسیار زیباست!/یاعلی