به نام خدا

 اشرف پهلوی 

 

بدون مقدمه سلام دوستان خوبم :

این وبلاگ قصد دارد تا صفحاتی از زندگی زنی منحصربه فرد (اشرف پهلوی ) را به صورت هفتگی تورق نماید. خوشحال می شوم با نظرات خود مرا در بهبود کیفی این وبلاگ یاری نمائید. 

                                                  ( مقدمه)

تاریخ ایران همواره نشان داده است که زنان در آفرینش رویدادها، اعم از مثبت و منفی ، نقشی انکار ناپذیر داشته اند. در دوران سلطنت پهلوی نیز هیچ زنی به اندازه اشرف در سیاست داخلی و خارجی نقش آفرین نبود. اشرف در کاخی درآن سوی خیابان که قصرشاه ، در مرکز تهران واقع بود، اقامت داشت و به تدریج ، به بازیگری مقتدر درصحنه سیاست ایران تبدیل شد. موی سیاه شبق گون و جثه کوچک و انرژی جسمانی فراوان ، او را به طبیعتی سرکش و خشن تبدیل کرد و از همین رو به پلنگ سیاه معروف شد. روزنامه نگار مصری، محمد حسنین هیکل ، نخستین بار در 1951(1330 ) در خانه شاهدخت اشرف، با محمد رضا شاه دیدار کرد. او می گوید:«خانه بسیارجالب توجهی بود؛ چرا که علاقه مفرط شاهدخت را به ناپلئون نشان می داد. در همه جای کاخ و حتی در دفتر کارش تابلوها و تندیس های ناپلئون دیده می شد..... همه صندلی ها و کاناپه ها از پوست ببرپوشیده شده بود. برای پوشش آنها دست کم یکصد ببر را پوست کنده بودند » سیاستمداران ایرانی که به دفتر او احضار می شدند، نمی توانستند در میان آن همه مجسمه و پوست های حیوانات جنگلی که آنها را احاطه کرده بود، در برابر خواست های او ایستادگی کنند. او نقش اصلی را در کودتای 28 مرداد بازی کرد. شاهدخت در سیاستهای بین المللی ایران هم دخالت داشت . به مسافرتهای رسمی خارجی متعددی می پرداخت واز طرف برادرش، مذاکرات ظریفی با دولت های متخاصم ایران انجام می داد. برای نمونه ، اشرف در سال های بعد یکی از چهره های مهم در برقراری رابطه با جمهوری خلق چین بود. او همچنین، خدمت خود را درسازمان ملل متحد، از سال های دهه 1950 (1331) به عنوان یکی از اعضاء هیأت نمایندگی ایران در مجمع عمومی آغاز کرد. پس از سالها کار در سازمان ملل متحد، به عنوان رئیس هیآت نمایندگی ایران در کمیسیون حقوق بشر، در مقام ریاست چندین کنفرانس بین المللی حقوق بشر وحقوق زنان فعالیت داشت. یکی از نخستین نقشه های او این بود که با استفاده از یکی از روزنامه ها، پایگاهی سیاسی برای برادرش تدارک ببیند. او با یافتن یک سردبیر مشتاق و با کمک مالی دربار، یکی از روزنامه های تهران به نام اطلاعات را ارگان آن ساخت. اشرف تنها دختر بازمانده رضا شاه که اکنون 89 سال سن دارد و بیشتر در پاریس یا ویلای مجلل خود در جنوب فرانسه و گاهی هم درنیویورک زندگی می کند، درسالهای اخیر دراثر بیماری و کهولت ، یا نومیدی از اینکه روزی بتواند به ایران بازگردد و نقشی در جامعه ایران ایفا کند، لب از سخن فروبسته و چند سالی است که خاموشی گزیده است . دراین سالها ، او فقط در سالگرد مرگ شاه ، با انتشار بیانیه ای که به صورت آگهی در مطبوعات اروپا و آمریکا چاپ می شود، از برادرش یاد می کند از میان اعضای خاندان پهلوی، تنها اشرف است که دست به چنین کاری می زند و گهگاه نیز رنج سفر به قاهره را برای اشک ریختن بر مزار برادر بر خود هموار می کند.

                                               

                                         ( زندگینامه زن اژدها – اشرف پهلوی )

 

اشرف در روز چهارم آبان ماه سال 1298 هجری شمسی در محله سنگلج تهران ، پنج ساعت پس از تولد برادرش محمد رضا به دنیا آمد. پدرش رضا خان هنگام تولد او و برادرش هنوز در گمنامی به سر می برد و در لشکر قزاق درجه سرهنگی داشت و در دهکده کوهستانی آلشت در مازندران که زیاد از مرز روسیه دور نبود در سال 1876میلادی 1255 شمسی متولد شد. مادرش تاج الملوک (آیرملویک) از مهاجران روسیه به شمارمی آمد، که بعد از انقلاب بلشویکی همراه خانواده اش به آذربایجان ایران نقل مکان کرده بود و از این لحاظ ، وجه اشتراک نزدیکی با مادر رضاخان ، نوش آفرین دارد. نوش آفرین نیز یکی ازمهاجران روسی اهل گرجستان بود. پدرتاج الملوک درجه ی میرپنجی – معادل سرتیپی داشت. البته سرتیپ در ارتش و نظام تزار با سرتیپ در نظام قاجار تفاوت داشت. از این رو، تاج الملوک به اطرافیان فخر می فروخت و دراین میان، به ویژه همسران محمد رضا پهلوی از این رویه گلایه داشتند. ثریا اسفندیاری همسر دوم محمد رضا شاه در مورد شخصیت اخلاقی تاج الملوک چنین می نویسد: « تاج الملوک زنی مغروربود؛ حتی یک لحظه هم این فکر را از سرش بیرون نمی کرد که رضا شاه شوهر او بوده که سلسله ی پهلوی را پایه گذاری کرده است، به همین دلیل کسر شأن خود میدانست که حتی دیدن ما بیاید. واین در حالی بود که من در مقام ملکه ی ایران ، رسما" بر او ارجحیت داشتم ، ولی مجبور بودم برای دیدنش به کاخ اختصاصی او بروم .... 1»

ادامه دارد...................

---------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت: 1- اسفندیاری ، ثریا ، کاخ تنهایی ، کاوسی ، امیر هوشنک . تهران البرز ص 45

/ 22 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رندانه

سلام مجدد .....سلاله ی گرامی.... فکر نمیکردم ازم برنجی..... دوست ندارم کسی ازم برنجه.... اگر جوری گفتم که ناراحت شدی...شرمندتم .....ببخشم گرامی... بزرگوار منظوری نداشتم.....باور کن...فقط میدونی داستان اینه که من کمی از سیاست کسالت دارم....بگذاریم تاریخ خودش قضاوت کنه.....حتی در مورد اشرف....الان نمیشه بی رو دربایستی حرف زد من معتقدم که با گذشت زمان همه چیز سر جای حقیقی خودش میشینه...همه چیز... برای رفع دلگیری ....تقدیم به سلاله ی گرامی.. پیش چشم تو بمیرم که چه مست است بیا با تو یک شب بنشینیم و شرابی بخورم... من کمی مجنونم ....بر جنونم بگیر خدا یارت...باز هم پیش من بیا یا علی[گل]

داریوش مردان

سلام هموطن عزیز و محترم من هم از آشنایی با شما بسیار خرسندم و با تبادل لینک با وبلاگ شما موافقم و وبلاگتان را با افتخار لینک کردم عنوان وبلاگ من هم ((دایوش مردان)) است امیدوارم که این همکاری ها ادامه داشته باشد با تشکر و سپاس فراوان از شما دوست عزیز

ستاره

سلام خوبید؟ وبلاگ جالبی دارید من که خوشم اومد. راستی ممنون که به وبلاگ من سر زدیدو این چیز هایی که نوشته بودید نظر لطف تونه. بازم بیایید خوش حال می شم.

ستاره

سلام خوبید؟ ممنون که لینکم کردید. من هم حتما وبلاگ شما رو لینک می کنم ولی در حال حاضر این امکان وجود نداره چون انگارا سایت پرشین بلاگ دچار مشکل شده ولی حتما حتما لینک می کنم.

عبدالله حقدوست

با سلام از اینکه لطف کردید و از وبلاگ بنده دیدن فرمودید و ابراز لطف و محبت کردید سپاسگزارم. مطلب ابتدایی شما جالبه. هر چند به عنوان شروع کار بد نبود، یادی از حضرت حق جلّ و علا می‌شد. به هر حال برای شما آرزوی توفیق و بهروزی می‌کنم. مو فق باشید. خوشحال خواهم شد شما ودوستان عزیزتون با قدوم سبزتون وبلاگ بنده را مزین فرمایید. http://bia2mofid.persianblog.ir/ یا علی مدد

المیرا

سلام مهروبن مرسی که اومدی به خونه ی دلتنگیم لطف داری وب شما هم زیباست من خیلی تاریخ دوست دارم مخصوصا چیزیای که از گذشته یی باشه که دو س داشتم راجبش بدونم مرسی شاد باشی ....[گل]تا یادم نرفته عیدتونم مبارک[گل]

المیرا

سلام مهربون مرسی از این همه لطف شما لطف دارین بامعرفتی از خودتونه [خجالت] باعث افتخار منه منم لینکتون می کنم شاد باشین مهربون [گل][گل][گل]

عرکج!

سلام سلاله جان[گل] به اشرف خانه شما خوش آمدیم ![قهقهه] ما این جوری هم خودمان را تحویل میگیریم ![نیشخند] و اما عر کج کبیر : ما خودمان عر و جد و آبادمان کج میباشیم ![خنده] روشن است ؟ خوب حالا برای صرفه جویی خاموشش کن ![گل]

ehsan

3alam doste aziz khoshal shodam ke be veblog man omadi age eftekhar midonin tabadol link konim khabaresh ro be man bedin ye komake kochik ham mikham ye ghalebe khob mikham .mikham bahaton mashverat konam 9kare shoma ehsan tanha