خانه

 

آرشيو

 

تماس با ما

 

جستجو

google search:


وضوعات وبلاگ



نویسندگان

سلاله





آرشیو وبلاگ


صفحات وبلاگ


صفحات وبلاگ


صفحات وبلاگ


لینک دونی

پراکنده از فرزاد حسنی
!اسلام در ایران
آدمک
باران
ارین یک پسر تنهای تنها
آرین یک پسر تنهای تنها
استاذنا ( آیت الله شیخ جواد مروی)
آتریسا رویای ما
اشعار نغز
سنجاقك
افكار يك روح افگار
اگر دل دلیل است
طنز تلخ
انتخاب عشق سخت است ولی هست
انسانم آرزوست ali
اون و این
اگر دل دلیل است
این خطی از حکایت مستان کربلاست
برای همه مفیده
بستنی داغ
سفارش کد آهنگ
بشارت فیلم
به جهنم افکار خوش آمدید
گدا خونه
به نام خدا
مهربونترین خدا
بی نهایت موفق
پارتیزان
پراكنده گويي هاي اميد1
شریعت عقلانی
پسر شاهزاده
پیوندهای عصر ایران
قبیله سبز
تاريخ بزرگ ايران
تریبون
تو طایر آزاد گلستان نشاطی
داريوش مردان
چسب زخم
چشم ها راباید شست ....
اشعار نغز
حدیث نفس
دلم ديگر نمي خندد
خاتمی نیاز امروز
خاطرات من
خیلی تنهام
نگاه،پلک دنیایی دیگر و اشاره ها
در خرابات مغان نور خدا می بینم
درنظر بازی ما بیخبران حیرانند
دست نوشته های یک مسلمان
دفتر ممنوع (عسلچه)
رهاتر از بودن
دكتر خوش قلب
دلم دیگر نمی خندد
راکفلر
ماه من
رندانه
رهائی
رویای خیس
سايت ايراني ايراني
سايت خبري تحليلي تابناك
سایت دانلو بازی ایرانی ایرانی
سنجاقک
سينوس
فردای روشن
شاعر گمنام
شبگرد عاشق
شلمچه - یک بجا مانده
شیعه علی
سنجاقك
طلوع
طنز و مطالب جالب وخواندنی
طنز و منز
بگو سلام
عارفانه و عاشقانه
عشق من شبنم
مهرانگیزم
عصر پنجره
علی 9 ساله ....... جیگر من
فرداي روشن
ماه من
فرشته بیکار
کتاب رایگان
گالری عکس توپ
اتاق تك
لاهوت
لبخند مسیح
مثل همه
مجنون جامانده ( دلاور مردی که ایران مدیون امثال اوست )
مرگ گلبرگهاي مريم
نی زن هاملین
مستر خاليبند
منتظران یاس
مهرانگیزم
مهربون ترین خدا
موزیک برای وبلاگها و سایتهاmublog
ميتوان شاد بود اگر.....
وبلاگیها
يك گام تا رهايي
یاد داشتهای یک خبرنگار
یادداشتهای دختر دستفروش مترو
سیاست علی
یادداشتهای یک گلابی دیوانه
یادداشتهای یک وبلاگر
یادداشتهای یه آدم سی ساله
یه روزی- یه چیزی - یه کسی - یه جایی
حاجي ذغالي
یاد داشتهای یک خبرنگار
همراه با دکتر احمدی نژاد
یاد داشتهای محمود احمدی نژاد
پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران
سایت انتخابات ریاست جمهوری
دولت نیوز
مقام معظم رهبری
یاری ( درخواست ایرانیان برای کاندیداتوری سیدمحمد خاتمی )
!اسلام درایران
مرگ گلبرگهای مریم
نوشته های دختر سندجی 2
پراگنده گويي هاي اميد 2
نوشته هاي دخترسنندجي 2
مجنون جامانده ( دلاور مردی که ایران مدیون امثال اوست )
استاذنا
بازی پرتاب کفش به جورج بوش ( زیباکده )
کندوی عسل
امیرملکی
قربانیان سلاحهای شیمیایی
سنجاقک
اتاق اندیشه
خبرگزاری فارس
خبرگزاری فارس 2
خبرگزاری فارس جنوب استان تهران
کاکتوس
در محضر شیخ
جکستان ترکی
این چند نفر
نمکی
...
حدیث نفس
برای همه مفیده
اعتماد 88
لاهوت
آنتی فیلتر های هر روز
شجره نامه هاشمی رفسنجانی
روز نوشتهای صابون
بوسه بر دست مادر
وبلاگ هاي فارسي
قالب های وبلاگ
اخبار ایران
اخبار ict
تفریحات اینترنتی
تالارهای گفتگو

  rss 2.0  
در این سرزمین خورشید گرفته و عصر بی پنجره ، نیاز به روشنائی و روشنگری ست

 
 

اشرف و همسران وی
۱۳۸٧/٩/٢۸ :: نوشته شده توسط سلاله در ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ

 

..... او این غربت و تنهایی را نه تنها در دوران کودکی ، بلکه در دوران جوانی و ایامی که به سن ازدواج رسیده بود، حس می کرد. این ناکامی ها وشکست ها در عرصه ازدواج نیز بود.

اولین ازدواج او نیز که به دستور پدر انجام گرفت به غرور و شخصیت اشرف لطمه زد و سبب پیچیدگی بیشتر شخصیت او شد بد نیست چگونگی ماجرای این ازدواج تلخ را نقل کنم.

وقتی شمس و اشرف به سن بلوغ رسیدند، رضا خان در صدد ازدواج آنها برآمد و برای آنها دو شوهر انتخاب کرد. فریدون جم که از افسران جوان ارتش و پسر نخست وزیر بود و علی قوام که از خانواده های سرشناس شیراز و تحصیل کرده انگلستان بود. اشرف دوست داشت با فریدون جم ازدواج کند، ولی چون شمس از اشرف بزرگتر بود حق تقدم برای این انتخاب را به شمس دادند و در نتیجه، شمس فریدون جم را بعنوان شوهر خود برگزید و اشرف ناگزیر با علی قوام که اصلا" او را دوست نداشت، ازدواج کرد. او می گوید: « خوب می دانستم که پدرم هیچگونه مقاومت یا مخالفتی را ازسوی هیچ یک از فرزندانش تحمل نخواهد کرد. از این رو، در حالی که پیراهن عروسی سفید لانون بر تن داشتم ، در مراسم عروسی مشترکی که همزمان برای من و شمس برپا شده بود شرکت کردم و تن به ازدواج دادم، اما در دلم غوغایی برپا بود؛ اگر پیراهن سیاه پوشیده بودم مناسبتر بود».

این بی توجهی به خواسته های اشرف چه در ازدواج و چه در تحصیل و چه در خواسته های دیگر به تدریج او را همچون پلنگ دارای طبیعتی سرکش بارآورد که از هیچ کس باک نداشت.



اشرف و علی قوام


اشرف در سن 17 سالگی به عقد علی قوام در آمد. علی قوام درشیراز متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را دراین شهر گذراند. بعد برای ادامه تحصیل به انگلستان عزیمت کرد و در دانشکده آکسفورد لندن به تحصیل پرداخت. پس از ازدواج با اشرف نیز دوره دانشکده افسری و دانشکده جنگ را به پایان رساند. چون خانواده علی قوام و خدمتگزاری آنها به دولت انگلیس آشکاربود چندان دور از انتظار نیست که انتخاب علی قوام برای پیوند با دربار رضاشاه، به انگیزش دستگاه اطلاعاتی انگلیس شکل گرفته باشد.

ازدواج اشرف با علی قوام در فضایی آکنده از رنگ و بوی سیاسی، بدون پیش زمینه های عاطفی و اخلاقی لازم برای پیوند زناشویی به اشرف تحمیل شد.

او از خاطره این ازدواج به تلخی یاد میکند:« من از همان اول از علی قوام بدم آمد. نمیدانم علتش این بود که او به اندازه فریدون جم جذاب نبود ، یا اینکه چون او را به من تحمیل کرده بودند از او بدم می آمد. یک هفته ازاتاقم بیرون نیامدم و تمام مدت گریه کردم.». او می افزاید: « به قدری از شوهرم متنفر بودم که هرشب پیش از رفتن به بستر یک قرص خواب آور می خوردم » .

اشرف در خاطراتش می نویسد:« خیلی عجیب به نظر می آمد که شوهرم از این بی علاقگی من و از اینکه بین ما هیچگونه محبتی وجود نداشت ، به هیچ وجه ناراحت نبود و چنین می نمود که او به همین راضی است که اسما" شوهر دختر شاه باشد . او کمترین توجهی به این موضوع نداشت که ما باید با هم زندگی زناشویی واقعی داشته باشیم. ما هرگز درباره ی احساسهایمان با یکدیگر صحبت نمی کردیم.!

این ازدواج شش سال به سختی دوام آورد، واقعه ی سوم شهریور 1320 و ورود نیروهای بیگانه به ایران چون صاعقه ای دهشتناک فرود آمدو اشرف پهلوی به هنگام تبعید رضا شاه از ایران توانست نظر او را برای جدایی از علی قوام جلب کند. اما چون علی قوام نمی خواست از موقعیت هایی که داماد دربار بودن برایش مهیا می کرد محروم بماند، به آسانی به این جدایی رضایت نداد. در هر حال این وصلت در سال 1322 رسما" به طلاق انجامید. حاصل این ازدواج، شهرام است که نام خانوادگی پهلوی نیا را برای خود برگزیده است.

 

اشرف و احمد شفیق

 

در پی سفر اشرف پهلوی به مصر وآشنایی او با احمد شفیق، مقدمات ازدواج آنها فراهم آمد. احمد شفیق یک تاجر مصری بود. اشرف در مصاحبه ای با خبرنگار آلمانی درباره نحوه اشنایی اش با احمد شفیق می گوید:« .... در بحبوبه زمانی که من فوق العاده با فعالیتهای سیاسی واجتماعی درگیربودم ، با شوهر فعلی ام که عشق بزرگ مرا در زندگی تشکیل می دهد، آشنا شدم . احمد شفیق ، فرزند یک مورخ و وزیر مصری است که در 15 ماه مه 1944 با قهرمان سوارکاری که کسی جز احمد شفیق نبود ، ازدواج کردم . شفیق ورزشکار قابلی است و برادرم اداره هواپیمایی کشور را تحت نظر او قرارداده است»

اشرف پس از ازدواج با شفیق، شغلی مناسب و هم شأن او پیدا کردو او را در موسسه ی غیردولتی ولی رسمی و نان و آب دارگماشت . وی مدیر عامل این شرکت هواپیمایی شد و در نتیجه ، هم حقوق کلانی می گرفت و هم از منافع سرشار آن پورسانتاژ دریافت می داشت.


این ازدواج نیز از آسیب زوال درامان نماند و آنها در سال 1329 ، یعنی 9 سال پیش از طلاق رسمی با توافق دو جانبه از هم جدا شدند. اشرف ، بی وفایی و خیانت همسرش را از عوامل اصلی این جدایی برمیشمرد.

« .... شفیق و من هرگز عاشق دلخسته ی یکدیگر نبودیم، ولی از اینکه دیدم بیگانه ای خبر بی وفایی او را به من می دهد، آزرده خاطر شدم و از این کار احساس سرشکستگی کردم. وقتی این اتهام را با شفیق در میان گذاشتم، او به حقیقت مطلب اعتراف کرد، و بیانش آن چنان آرام و عادی بود که دریافتم این رابطه مدتی دیگر نیز احتمالا" ادامه خواهد داشت».

احمد شفیق در سال 1355 در اثر بیماری سرطان درگذشت و فرزندان او شهریارو آزاده - نام خانوادگی شفیق را برای خود برگزیدند.



اشرف و مهدی بوشهری

 

سومین شوهر اشرف ، مهدی بوشهری ست که سفیر سیار و رئیس هیأت مدیره فستیوال های هنری بود. بوشهری در اواخر عمر رژیم محمد رضا پهلوی، سازمان گسترش سینمایی را تأسیس کرد و چند فیلم سینمایی مشترک با شرکت هنر پیشگان معروف جهان - از جمله کاروان ها با شرکت آنتونی کوئین - تهیه کرد.

از خاطرات اشرف پهلوی چنین برمی آید که در ازدواج با مهدی بوشهری نسبتا" موفق بوده است .  او با ابراز خرسندی ، دلایل این موفقیت را چنین بر می شمرد.

«... در  حقیقت فقط دو مرد، یعنی پدرم و برادرم، برزندگی من تسلط داشته اند؛ اما مهدی به دلیل دارا بودن روش آرام و درک صحیح ، از همان اولین روزهای دیدارمان ، بخش بسیار مهمی از زندگیم را به خود اختصاص داد. او در پاریس این فرصت را به من داد که جوان ، شاد، و بی بند وبار باشم.(1)

اشرف پیش از انکه رسما" از احمد شفیق جدا شود، زمینه ازدواج با مهدی بوشهری را فراهم کرد. می توان گفت شوهران اشرف از او همانند پلی برای دستیابی به موقعیت های برتر سود می جستند.

بوشهری هم مثل سایر همسران صرفا" شوهر « اسمی » بود و اشرف را در اختیار نداشت و به جای اشرف چندین و چند شرکت را هم رسما" و هم اسما" در اختیار گرفت .

ادامه دارد............

..................................................................................................

پی نوشت:

پهلوی ، اشرف ، چهره هایی در یک آیینه ، عبداللهی ، هرمز ، تهران ص 273

..................................................................................................


دوستان خوبم منو ببخشید نهایت سعی خودمو کردم که 3 تا ازدواج را با اختصار بنویسم ولی خلاصه تر از این نمیشد.  

 

...

پيام هاي ديگران ()   

لينک مطلب

بالای صفحه

 
 
 

نام خانوادگی غصبی
۱۳۸٧/٩/٢۱ :: نوشته شده توسط سلاله در ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ

 

نام خانوادگی پهلوی که خاندان رضا شاه برای خود انتخاب کردند، نامی غصبی است.  آنان که با کتاب های سیاسی سروکار دارند بی گمان کتاب تاریخ روابط سیاسی ایران وانگلیس برایشان نامی آشنا ست و همین طور نام نگارنده آن یعنی محمود محمود! آقای محمود فامیل دیگری داشت که چون ناگزیز شد جبرا" آن را به دیگری واگذار کرد، نام خویش را برای نام فامیلش برگزید. اینکه این موضوع چه ربطی به بحث ما دارد، شنیدنی است.

«پهلوی» نام خانوادگی دانشمند معروف، میرزا محمود خان مؤلف تاریخ روابط سیاسی ایران وانگلیس بود، که در هنگام گرفتن شناسنامه، نامی انحصاری بود، ولی بعدا" که سردار سپه به مقام پادشاهی رسید، خواست برای خود نام خانوادگی انتخاب کند. نزدیکان و دوستانش نام پهلوی را به او پیشنهاد کردند، اما هنگامی که به اداره ثبت مراجعه کردند، معلوم شد که این نام خانوادگی ، متعلق به میرزا محمود خان است و او را مجبور کردند از نام خانوادگی خود صرفنظر و نام دیگری برای خود انتخاب کند ومیرزا محمود خان مجبور شد ( محمود) را انتخاب کند و در نتیجه، به نام محمود محمود معروف شد (1)

شخصیت و ویژگی های روان شناختی اشرف

 

روانشناسان برآنند که عدم توجه به کودک در دوران کودکی ممکن است باعث احساس حقارت کودک شود. به عبارت دیگر، اگر کودک در دوران کودکی ونوجوانی خود را تنها احساس کند می کوشد برای جبران این حقارت ، به کارهای خطرناک دست  بزند و می کوشد خود را در جامعه مطرح کند.

اشرف نمونه کامل این فرضیه اثبات شده است . اشرف در خاطرات خود چگونگی تولدش را به این صورت بیان می کند:« پدرم در حالی که دور استخر آجری خانه مان قدم میزد و سیگار ایرانی که بسیاردوست داشت را دود می کرد و افراد بریگاردش در کنارش بودند، درآن هوای سرد پاییزی انتظار می کشید. وقتی یکی از سربازها به طرف حیاط دوید و گفت « پسر است !» آن فضای سخت شکست . اما وقتی که پدرم با عجله به سوی خانه دوید تا نوزاد را که وارث او بود ببیند، قابله ای که هنگام زایمان بالای سر مادرم بود جلوی او را گرفت « صبر کنید بچه ی دیگری در راه است» و بعد از پنج ساعت من متولد شدم. (2) سه سال پیش تر خواهرم شمس به دنیا آمده بود، و حالا هم پسری متولد شده بود که رویاهای پدرومادرم را بر آورده می ساخت. اشرف می گوید: « در پنج ساعت بعد که من متولد شدم، دیگر از شور وهیجانی که هنگام تولد برادرم پدید آمده بود، اثری دیده نمی شد. شاید چندان دور از واقعیت نباشد اگر بگویم که کسی مرا نمی خواست،  این حقیقت که محمد رضا پهلوی ، ولیعهد و شاه آینده ایران بدنیا آمده بود ، همیشه این فکر را در من تقویت می کرد که هرگز نباید از پدر ومادرم انتظار داشته باشم محبت و علاقه خاصی نسبت به من ابراز دارند.(3)

در جای دیگر، به عکس کودکی خود اشاره می کند که پدرش رضا خان، محمدرضا و شمس را در بغل گرفته و اشرف در کنار آنها ایستاده است و در بغل پدر نیست .

این ناکامی ها و شکست ها فقط در دوران کودکی نبود در تحصیل هم اشرف زیاد مورد توجه پدر نبود. دوران تحصیل اشرف و محمد رضا با هم فرق داشت، اگر چه رضا شاه زن تحصیل کرده ای بنام مادام ارفع را به کاخ آورده بود که علاوه بر آموزش زبان فرانسه ، تربیت عمومی فرزندان او را بر عهده بگیرد. اما آنچه در آموزش و تحصیل برای محمد رضا می شد حالت ویژه ای داشت . اشرف در یک مدرسه معمولی زرتشتی ها درس می خواند، محمد رضا پس از آموزش ابتدایی به سوئیس رفت تا  در وضعیت عالی به تحصیل ادامه دهد. هر چه امتیاز وتوجه دقیق تحصیلی بود صرف محمدرضا می شد در حالیکه تمامی دوران تحصیل اشرف در تهران با رنج و تنهایی و گوشه گیری گذشت .

او میخواست برای ادامه تحصیل به خارج برود اما رضا شاه اجازه این کار را نمیداد و معتقد بود که اشرف هرچه زودتر باید شوهر کند .

ادامه دارد................

-----------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

1- تاریخ بیست ساله ، ج2 ص 387

2- پهلوی،اشرف، چهره هایی در آینه هرمزعبداللهی تهران  فرزان روز ص 37

3- همان ص 22

 

 

...

پيام هاي ديگران ()   

لينک مطلب

بالای صفحه

 
 
 

 
۱۳۸٧/٩/۱٤ :: نوشته شده توسط سلاله در ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ

.... ...

پيام هاي ديگران ()   

لينک مطلب

بالای صفحه

 
 
 

به نام خدا
۱۳۸٧/٩/۱٤ :: نوشته شده توسط سلاله در ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ

 اشرف پهلوی 

 

بدون مقدمه سلام دوستان خوبم :

این وبلاگ قصد دارد تا صفحاتی از زندگی زنی منحصربه فرد (اشرف پهلوی ) را به صورت هفتگی تورق نماید. خوشحال می شوم با نظرات خود مرا در بهبود کیفی این وبلاگ یاری نمائید. 

                                                  ( مقدمه)

تاریخ ایران همواره نشان داده است که زنان در آفرینش رویدادها، اعم از مثبت و منفی ، نقشی انکار ناپذیر داشته اند. در دوران سلطنت پهلوی نیز هیچ زنی به اندازه اشرف در سیاست داخلی و خارجی نقش آفرین نبود. اشرف در کاخی درآن سوی خیابان که قصرشاه ، در مرکز تهران واقع بود، اقامت داشت و به تدریج ، به بازیگری مقتدر درصحنه سیاست ایران تبدیل شد. موی سیاه شبق گون و جثه کوچک و انرژی جسمانی فراوان ، او را به طبیعتی سرکش و خشن تبدیل کرد و از همین رو به پلنگ سیاه معروف شد. روزنامه نگار مصری، محمد حسنین هیکل ، نخستین بار در 1951(1330 ) در خانه شاهدخت اشرف، با محمد رضا شاه دیدار کرد. او می گوید:«خانه بسیارجالب توجهی بود؛ چرا که علاقه مفرط شاهدخت را به ناپلئون نشان می داد. در همه جای کاخ و حتی در دفتر کارش تابلوها و تندیس های ناپلئون دیده می شد..... همه صندلی ها و کاناپه ها از پوست ببرپوشیده شده بود. برای پوشش آنها دست کم یکصد ببر را پوست کنده بودند » سیاستمداران ایرانی که به دفتر او احضار می شدند، نمی توانستند در میان آن همه مجسمه و پوست های حیوانات جنگلی که آنها را احاطه کرده بود، در برابر خواست های او ایستادگی کنند. او نقش اصلی را در کودتای 28 مرداد بازی کرد. شاهدخت در سیاستهای بین المللی ایران هم دخالت داشت . به مسافرتهای رسمی خارجی متعددی می پرداخت واز طرف برادرش، مذاکرات ظریفی با دولت های متخاصم ایران انجام می داد. برای نمونه ، اشرف در سال های بعد یکی از چهره های مهم در برقراری رابطه با جمهوری خلق چین بود. او همچنین، خدمت خود را درسازمان ملل متحد، از سال های دهه 1950 (1331) به عنوان یکی از اعضاء هیأت نمایندگی ایران در مجمع عمومی آغاز کرد. پس از سالها کار در سازمان ملل متحد، به عنوان رئیس هیآت نمایندگی ایران در کمیسیون حقوق بشر، در مقام ریاست چندین کنفرانس بین المللی حقوق بشر وحقوق زنان فعالیت داشت. یکی از نخستین نقشه های او این بود که با استفاده از یکی از روزنامه ها، پایگاهی سیاسی برای برادرش تدارک ببیند. او با یافتن یک سردبیر مشتاق و با کمک مالی دربار، یکی از روزنامه های تهران به نام اطلاعات را ارگان آن ساخت. اشرف تنها دختر بازمانده رضا شاه که اکنون 89 سال سن دارد و بیشتر در پاریس یا ویلای مجلل خود در جنوب فرانسه و گاهی هم درنیویورک زندگی می کند، درسالهای اخیر دراثر بیماری و کهولت ، یا نومیدی از اینکه روزی بتواند به ایران بازگردد و نقشی در جامعه ایران ایفا کند، لب از سخن فروبسته و چند سالی است که خاموشی گزیده است . دراین سالها ، او فقط در سالگرد مرگ شاه ، با انتشار بیانیه ای که به صورت آگهی در مطبوعات اروپا و آمریکا چاپ می شود، از برادرش یاد می کند از میان اعضای خاندان پهلوی، تنها اشرف است که دست به چنین کاری می زند و گهگاه نیز رنج سفر به قاهره را برای اشک ریختن بر مزار برادر بر خود هموار می کند.

                                               

                                         ( زندگینامه زن اژدها – اشرف پهلوی )

 

اشرف در روز چهارم آبان ماه سال 1298 هجری شمسی در محله سنگلج تهران ، پنج ساعت پس از تولد برادرش محمد رضا به دنیا آمد. پدرش رضا خان هنگام تولد او و برادرش هنوز در گمنامی به سر می برد و در لشکر قزاق درجه سرهنگی داشت و در دهکده کوهستانی آلشت در مازندران که زیاد از مرز روسیه دور نبود در سال 1876میلادی 1255 شمسی متولد شد. مادرش تاج الملوک (آیرملویک) از مهاجران روسیه به شمارمی آمد، که بعد از انقلاب بلشویکی همراه خانواده اش به آذربایجان ایران نقل مکان کرده بود و از این لحاظ ، وجه اشتراک نزدیکی با مادر رضاخان ، نوش آفرین دارد. نوش آفرین نیز یکی ازمهاجران روسی اهل گرجستان بود. پدرتاج الملوک درجه ی میرپنجی – معادل سرتیپی داشت. البته سرتیپ در ارتش و نظام تزار با سرتیپ در نظام قاجار تفاوت داشت. از این رو، تاج الملوک به اطرافیان فخر می فروخت و دراین میان، به ویژه همسران محمد رضا پهلوی از این رویه گلایه داشتند. ثریا اسفندیاری همسر دوم محمد رضا شاه در مورد شخصیت اخلاقی تاج الملوک چنین می نویسد: « تاج الملوک زنی مغروربود؛ حتی یک لحظه هم این فکر را از سرش بیرون نمی کرد که رضا شاه شوهر او بوده که سلسله ی پهلوی را پایه گذاری کرده است، به همین دلیل کسر شأن خود میدانست که حتی دیدن ما بیاید. واین در حالی بود که من در مقام ملکه ی ایران ، رسما" بر او ارجحیت داشتم ، ولی مجبور بودم برای دیدنش به کاخ اختصاصی او بروم .... 1»

ادامه دارد...................

---------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت: 1- اسفندیاری ، ثریا ، کاخ تنهایی ، کاوسی ، امیر هوشنک . تهران البرز ص 45

...

پيام هاي ديگران ()   

لينک مطلب

بالای صفحه

 
 
 



کد موسیقی در ن
۱۳۸٧/٩/۱۳ :: نوشته شده توسط سلاله در ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ

, ...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران ()   

لينک مطلب

بالای صفحه

 
 
 

آرامش دل و ذهن...
۱۳۸٧/٩/۱۳ :: نوشته شده توسط سلاله در ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ

<center><br><br><a href="http://night-skin.com"target="_blank"><b>کد موسیقی در نایت اسکین</b></font></a></span></font><span lang="en-us"><br><br>
<embed src="http://night-skin.com/light/mc/light05.swf" quality="high" bgcolor="#000" width="0" height="0" name=""align="middle"allowScriptAccess="sameDomain"type="application/x-shockwave-flash" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" hidden></font></p><center><br><br><a href="http://night-skin.com"target="_blank"><b>کد موسیقی در نایت اسکین</b></font></a></span></font><span lang="en-us"><br><br>
<embed src="http://night-skin.com/light/mc/light05.swf" quality="high" bgcolor="#000" width="0" height="0" name=""align="middle"allowScriptAccess="sameDomain"type="application/x-shockwave-flash" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" hidden></font></p><center><br><br><a href="http://night-skin.com"target="_blank"><b>کد موسیقی در نایت اسکین</b></font></a></span></font><span lang="en-us"><br><br>
<embed src="http://night-skin.com/light/mc/light05.swf" quality="high" bgcolor="#000" width="0" height="0" name=""align="middle"allowScriptAccess="sameDomain"type="application/x-shockwave-flash" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" hidden></font></p><center><br><br><a href="http://night-skin.com"target="_blank"><b>کد موسیقی در نایت اسکین</b></font></a></span></font><span lang="en-us"><br><br>
<embed src="http://night-skin.com/light/mc/light05.swf" quality="high" bgcolor="#000" width="0" height="0" name=""align="middle"allowScriptAccess="sameDomain"type="application/x-shockwave-flash" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" hidden></font></p><center><br><br><a href="http://night-skin.com"target="_blank"><b>کد موسیقی در نایت اسکین</b></font></a></span></font><span lang="en-us"><br><br>
<embed src="http://night-skin.com/light/mc/light05.swf" quality="high" bgcolor="#000" width="0" height="0" name=""align="middle"allowScriptAccess="sameDomain"type="application/x-shockwave-flash" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" hidden></font></p><center><br><br><a href="http://night-skin.com"target="_blank"><b>کد موسیقی در نایت اسکین</b></font></a></span></font><span lang="en-us"><br><br>
<embed src="http://night-skin.com/light/mc/light05.swf" quality="high" bgcolor="#000" width="0" height="0" name=""align="middle"allowScriptAccess="sameDomain"type="application/x-shockwave-flash" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" hidden></font></p>

, ...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران ()   

لينک مطلب

بالای صفحه

 
 
 

 
۱۳۸٧/٩/۱۳ :: نوشته شده توسط سلاله در ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ


<center><br><br><a href="http://night-skin.com"target="_blank"><b>کد موسیقی در نایت اسکین</b></font></a></span></font><span lang="en-us"><br><br>
<embed src="http://night-skin.com/light/mc/light01.swf" quality="high" bgcolor="#000" width="0" height="0" name=""align="middle"allowScriptAccess="sameDomain"type="application/x-shockwave-flash" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" hidden></font></p>

 

, ...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران ()   

لينک مطلب

بالای صفحه

 
 
 

به پرشین بلاگ خوش آمدید
۱۳۸٧/٩/۱۳ :: نوشته شده توسط پرشین بلاگ در ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com ...

پيام هاي ديگران ()   

لينک مطلب

بالای صفحه